دختر خالم حالش خوب نیس 25 سالشه 2روزه فهمیدن تو سرش تومور مغزی هس..
ازاصفهان اتقالش دادن تهران بعد افطار عملش میکنن دعا کنین
یه دختر 2 ساله داره ...
کاش میشد به ارش بگم ولی اون خودش کلی سرش شلوغه....
پس فقط دعا کنین
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
فقط دوس دارم بخوابم
ندا هم بهوش نیومده ...گه هم بهوش بیاد مث اولش نیس دکترش گفته
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
یا کمکم کن یا تمومش کن....
حالم عجیب بده
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
هستی فردا جوابتو میدم ابجی گلم
الان نتم ضعیفه
دلم تنگهههههههههههه خداااا
داداش کجاییی؟
هیییییییی یادش بخیر چ شبایی تا نصف شب بیدار بودیم و من خوابم میبرد الان من دیگه شبا خواب ندارم
دوستت دارم داداش گلم
شبت قشنگ وپرستاااره
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
حتی رومم نمیشه بگم چرا ای خداااااااااااااااااااااااااا
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
من سال ها نماز خوانده ام...
بزرگترها می خواندند، من هم می خواندم...
در دبستان ما را برای نماز به مسجد می بردند.
روزی در مسجد بسته بود. بقال سر گذر گفت:
"نماز را روی بام مسجد بخوانید تا چند متر به خدا نزدیکتر باشید "!
مذهب شوخی سنگینی بود که محیط با من کرد. و من سال ها مذهبی ماندم،
بی آن که خدایی داشته باشم!
"سهراب سپهری"
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
دیگه اسم منو نیار ...گفتم چیشده اینقد عصبانی بو دگفت همین که گفتم منم فورا زنگیدم خالم خالم گفت نمیدونم یچیزایی از پسره فهمیده به منم نگفته
ولی خالم گفت حسودیم شد عموت تو رو بیشتر از من دوس داره خخخخخخخخخ
وووای خیلی حس خوبی بوود عموم همیشه خوب بود...
و پروندشو بستم...عموم میگفت حتی ارزش فکر کردنم نداره و حتی ارزش اوردن اسمشوو نداره
منم اعلم کردم دیگه حرف ازدواجو نیارین من خونه بابام راحتم
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
جباری نابودم خواهم کرد.....
امروز یه وبلاگی دیدم خوشن اشام بود خ ینی خودش میگفت ینی قبلا رفه بودم و بی تفاوت اومدم بیرون
امروز یه دوستی بهم گفت و بدجور درگیرش بوده
منم از داداش کمک خاستم ببینم کیه من که گفتم ادم مشکل روانی داره
خیلی دلم گرفته خیلی ...
کاش یکی بود باهاش میحرفیدم هــــــــــــــــِ
امروز روزه گرفتم تا مرز مرگ پیش رفتم تا الان
التماس دعا
فعلااااااا
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان
خیلی وقته کم مینویسم حوصله نوشتن ندارم...
حوصله هیچکاریو ندارم اینقدر استرس دارم که حد و حساب نداره ....
وبلاگ میهنو حذف کردم با کلی خاطره و کلی گریه کردم ...
چقد دوسش داشتم...عمر این وبلاگم زیاد نخواهد بود شاید حدود 1 ماه ...
تا کنکور سر برسه ...
از همه متنفررررررررررم ...خیلی دلم پره خیلی.....
دلم میخاد گریه کنم ولی اونقدر قلبم از سنگ شده که به بغض کردن ترجیح میدم
برچسب:
نویسنده: نگار عباسیان